خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خط و خال خوشت مایهٔ سودای ماای نفسی وصل تو اصل تمنای ما
۲
چونکه قدم مینهد شوق تو در ملک جانصبر برون میجهد از دل شیدای ما
۳
چتر همایون عشق سایه چو بر ما فکندراه خرابات پرس گر طلبی جای ما
۴
از رخ زیبای تو قبلهگه عام راکعبهٔ دیگر نباد دلبر ترسای ما
صفحهٔ ۱ از ۲