شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرادوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا
۲
من دیوانه نه آنم که نصیحت شنومپند پیرانه مده گو پدر پیر مرا
۳
منم و نالهٔ شبگیر بدین سان که منمکی به فریاد رسد نالهٔ شبگیر مرا
۴
صنما عشق تو با جان بدر آید ناچارچون فرو رفت غم عشق تو با شیر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth