خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک سرمستم که ساغر میگرفتعالمی در شور و در شر میگرفت
۲
عکس خورشید جمالش در جهانشعله میزد هفت کشور میگرفت
۳
چون صبا بر چین زلفش میگذشتبوستان در مشک و عنبر میگرفت
۴
هر دمی از آه دودآسای منآتشی در عود و مجمر میگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲