خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی که بستهٔ زنجیر زلف یاری نیستبه پیش اهل نظر هیچش اعتباری نیست
۲
سری که نیست در او کارگاه سودائیبه کارخانهٔ عیشش سری و کاری نیست
۳
ز عقل برشکن و ذوق بیخودی دریابکه پیش زنده دلان عقل در شماری نیست
۴
ملامت من مسکین مکن که در ره عشقبه دست عاشق بیچاره اختیاری نیست
صفحهٔ ۱ از ۲