خلوتی با عبید زاکانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفخات نسیم عنبر بارمیکند باز جلوه در گلزار
۲
باز بر باد میدهد دل راشادی پار و عشرت پیرار
۳
دست موسی است در طلیعهٔ صبحدم عیسی است در نسیم بهار
۴
ناسخ نسخهٔ صحیفهٔ باغکرد منسوخ طبلهٔ عطار
صفحهٔ ۱ از ۱۴