شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
علی‌الصباح که سلطان چرخ آینه فامزدود آینهٔ آسمان ز زنگ ظلام
۲
صفای صبح دل صادقان به جوش آمدفروغ عکس شفق برد بر فلک اعلام
۳
به دست خسرو خاور فتاد ملک حبشز شاه روم هزیمت گرفت لشگر شام
۴
هر آن متاع که شب را ز مشگ و عنبر بودبه زر پخته بدل کرد صبح نقره ستام
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth