خلوتی با عبید زاکانی
شمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا قرض هست و دگر هیچ نیستفراوان مرا خرج و زر هیچ نیست
۲
جهان گو همه عیش و عشرت بگیرمرا زین حکایت خبر هیچ نیست
۳
هنر خود ندانم و گر نیز هستچو طالع نباشد هنر هیچ نیست
۴
عنان ارادت چو از دست رفتغم و فکر برگ و دگر هیچ نیست
صفحهٔ ۱ از ۲