خلوتی با عبید زاکانی
بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق
عشاقنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر بار آن فسون پرداز استادبر او افسونی از نو کرد بنیاد
۲
جوابش داد کای سرو سرافرازمکن زین بیشتر بر بیدلان ناز
۳
اسیری کو تمنای تو داردسرش پیوسته سودای تو دارد
۴
چنین تا چند کوشی در هلاکشبترس آخر ز آه سوزناکش
صفحهٔ ۱ از ۸