شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوزبر امید جامِ لعلت دُردی‌آشامم هنوز
۲
روز اول رفت دینم در سرِ زلفین توتا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
۳
ساقیا یک جرعه‌ای زان آبِ آتش‌گون که مندر میانِ پُختگانِ عشقِ او خامم هنوز
۴
از خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَنمی‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth