شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدین

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز چو آخر شد و گرما گذشتچشمه خور خواست ز دریا گذشت
۲
تاجور شرق برآهنگ آبکرد طلب کشتی گردون رکاب
۳
کشتی شه تیز تر از تیر گشتدر زدن چشم ز دریا گذشت
۴
راست که شد بر لب دریا رسیدگوهر خود بر لب دریا بدید
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth