شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۷ - گرم شدن چشم «دول رانی» در روی شمس الحق و الدین خضر خان و از تاب مهر، آب در چشمش گشتن، و مهربان گشتن آن چشمهٔ مهر، بران نیلوفر هندی، و چون شعاع خورشید، از صفر ابر زمین افتادن

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خوش باشد در آغاز جوانیدو بیدل را بهم سودای جانی
۲
خضر خان و دول رانی درین کاردو دل بودند یکدیگر گرفتار
۳
کنون حرفی که من خواندم درین لوحچنین بخشد به دلها راحت و روح
۴
که چون آمد دولرانی به درگاهبشارت یافت از بخت نکوخواه
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth