شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلب

مطلع‌الانوار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داشت شبانی رمه در کوهسارپیر و جوان گشته ازو شیر خوار
۲
شیر که از بز به سبو ریختیآب در آن شیر درآمیختی
۳
بردی از آن آب ملمع به شیرنقرهٔ چون شیر ز برنا و پیر
۴
روزی که آن کوه به صحرای خاکسیل درآمد رمه را برد پاک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth