خلوتی با امیرخسرو دهلوی
بخش ۳۶ - شکر ریزی عروسی خسرو و شیرین و فرستادن خسرو انگشتری را به رسم پیمان
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو مه در چادر شب رفت در خوابفرو پیچیدگی گردون نطع مهتاب
۲
عروس صبح را بیدار شد بختعروسانه بر آمد بر سر تخت
۳
صنم فرمود کز گنج چو دریاکنند اسباب مهمانی مهیا
۴
به زیور بهر دو خورشید پر نوردو منزل راست شد چون بیت معمور
صفحهٔ ۱ از ۵