خلوتی با امیرخسرو دهلوی
بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرین
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو مه در جلوه شد با نازنینانبه خلوت رفت از آن خلوت نشینان
۲
نهان گشت از پی عاشق نوازیکز آب گل کند گل را نمازی
۳
حریر آبگون بر ماه بر بستبه گیسو چشم بد را راه بر بست
۴
مکلل زیوری در خورد شاهانبهای هر دری خرج سپاهان
صفحهٔ ۱ از ۸