خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر شراب خوری جُرعهای فشان بر خاکاز آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟
۲
برو به هر چه تو داری بخور، دریغ مخورکه بیدریغ زَنَد روزگار تیغِ هَلاک
۳
به خاکِ پایِ تو ای سروِ نازپرورِ منکه روزِ واقعه پا وا مَگیرم از سرِ خاک
۴
چه دوزخی، چه بهشتی، چه آدمی، چه پَریبه مذهبِ همه کفرِ طریقت است اِمساک
صفحهٔ ۱ از ۲