شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِلکه کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل
۲
صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحثنی‌ام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجِل
۳
بوَد که یار نرنجد ز ما به خُلقِ کریمکه از سؤال ملولیم و از جواب خجِل
۴
ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشمشدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth