خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرمیعنی غلامِ شاهم و سوگند میخورم
۲
ساقی بیا که از مددِ بختِ کارسازکامی که خواستم ز خدا شد مُیَسَّرَم
۳
جامی بده که باز به شادیِّ رویِ شاهپیرانه سر، هوایِ جوانیست در سرم
۴
راهم مزن به وصفِ زلالِ خِضِر که مناز جامِ شاه جُرعه کَشِ حوضِ کوثرم
صفحهٔ ۱ از ۷