خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینمبیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم
۲
الا ای همنشینِ دل که یارانت بِرَفت از یادمرا روزی مباد آن دَم که بی یادِ تو بنشینم
۳
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکُش فریادکه کرد افسون و نیرنگش ملول از جانِ شیرینم
۴
ز تابِ آتش دوری، شدم غرقِ عرق چون گُلبیار ای بادِ شبگیری نسیمی زان عرقچینم
صفحهٔ ۱ از ۳