شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گَرَم از دست برخیزد که با دلدار بنشینمز جامِ وصل مِی‌ نوشم، ز باغِ عیش گل چینم
۲
شرابِ تلخِ صوفی سوز، بنیادم بخواهد بردلبم بر لب نِه ای ساقی و بِستان جانِ شیرینم
۳
مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روزسخن با ماه می‌گویم، پَری در خواب می‌بینم
۴
لبت شِکَّر به مستان داد و چَشمت مِی به مِیخوارانمنم کز غایتِ حِرمان نه با آنم نه با اینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth