خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریمکز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
۲
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشقشرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
۳
جایی که تخت و مسند جم میرود به بادگر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم
۴
تا بو که دست در کمر او توان زدندر خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
صفحهٔ ۱ از ۲