خلوتی با رودکی
شمارهٔ ۲۲
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشتنزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
۲
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردندانگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت
۳
عیسی به رهی دید یکی کشته فتادهحیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
۴
گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟تا باز که او را بکشد، آن که تو را کشت
صفحهٔ ۱ از ۲