خلوتی با رودکی
شمارهٔ ۴۰
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صَرصَر هجر تو، ای سرو بلندریشهٔ عمر من از بیخ بکند
۲
پس چرا بستهٔ اویم همه عمر؟اگر آن زلف دوتا نیست کمند
۳
به یکی جان نتوان کرد سؤالکز لب لعل تو یک بوس به چند
۴
بفگند آتش اندر دل حسنآنچه هجران تو از سینه فگند
صفحهٔ ۱ از ۱