شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنچون ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن
۲
در راه عشق وسوسهٔ اهرمن بسیستپیش آی و گوشِ دل به پیام سروش کن
۳
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماندای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
۴
تسبیح و خرقه لذّت مستی نبخشدتهمّت در این عمل طلب از می‌فروش کن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth