خلوتی با رودکی
شمارهٔ ۱۱۳
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستیو یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستی
۲
به پاکی گویی اندر جام مانند گلابستیبه خوشی گویی اندر دیدهٔ بیخواب خوابستی
۳
سحابستی قدح گویی و می قطرهٔ سحابستیطرب، گویی، که اندر دل دعای مستجابستی
۴
اگر مِیْ نیستی، یکسر همه دلها خرابستیاگر در کالبد جان را ندیدهستی، شرابستی
صفحهٔ ۱ از ۲