خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سَحرم هاتف میخانه به دولتخواهیگفت: باز آی که دیرینهٔ این درگاهی
۲
همچو جَم جرعهٔ ما کَش که ز سِرّ دو جهانپرتو جام جهانبین دهدَت آگاهی
۳
بر در میکده، رندان قلندر باشندکه سِتانند و دهند افسر شاهنشاهی
۴
خشت، زیر سر و بر تارَک هفتاختر پایدست قدرت نگر و منصب صاحبجاهی
صفحهٔ ۱ از ۳