شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۷ - طور تجلی

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب به هم درشکند زلف چلیپایی راصبحدم سردهد انفاس مسیحایی را
۲
گر از آن طور تجلی به چراغی برسیموسی دل طلب و سینه سینایی را
۳
گر به آیینه سیماب سحر رشک بریاشک سیمین طلبی آینه‌سیمایی را
۴
رنگ رؤیا زده‌ام بر افق دیده و دلتا تماشا کنم آن شاهد رؤیایی را
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth