شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که شعر و تغزل، پناهگاه من استچنان که قول و غزل نیز، در پناه من است
۲
صفای گلشن دل‌ها، به ابر و باران نیستکه این وظیفه محول، به اشک و آه من است
۳
صلای صبح تو دادم، به نالهٔ شب‌گیرچه روزها که سپید، از شب سیاه من است
۴
به عالمی که در او، دشمنی به جان بخرندعجب مدار، اگر عاشقی، گناه من است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth