خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رقیبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شدبه گلخن گرچه گل هم بشکفد، گلشن نخواهد شد
۲
مگر با داس سیمین، کِشتِ زرین بدروی؛ ورنهبه مشتی خوشه درهمکوفتن، خرمن نخواهد شد
۳
حجابی نیست در طور تجلی، لیکن اینش هستکه مَحرم جز شبانِ وادیِ ایمن نخواهد شد
۴
برو از هفتخطنوشانِ پای خمِّ می میپرسکه هر دُردی، شراب نابِ مردافکن نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۵