خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوابم آشفت و سر خفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد
۲
گوئی از نقد شبابم به شب قدر و براتگنجی از نو به سراغ دل ویران آمد
۳
ماه درویشنواز از پس قرنی بازممردمی کرد و بر این روزن زندان آمد
۴
دل همه کوکبهسازی و شبافروزی شدتا به چشمم همه آفاق چراغان آمد
صفحهٔ ۱ از ۳