خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگار
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرسکس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس
۲
جوانیها رجزخوانی و پیریها پشیمانی استشب بدمستی و صبح خمار از میگساران پرس
۳
قراری نیست در دور زمانه بیقراران بینسر یاری ندارد روزگار از داغ یاران پرس
۴
تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کردهشبیخون خیالت هم شب از شبزندهداران پرس
صفحهٔ ۱ از ۴