شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۹۳ - ساز عبادی

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی چو باد سر بدوانی به وادی‌امای کعبهٔ مراد ببین نامرادی‌ام
۲
دلتنگ شامگاه و به چشم ستاره بارگویی چراغ کوکبهٔ بامدادی‌ام
۳
چون لاله‌ام ز شعلهٔ عشق تو یادگارداغ ندامتی است که بر دل نهادی‌ام
۴
دیوانه دل به حلقهٔ زلف تو بسته بودچون شد پری که سلسله از پا گشادی‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth