شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیمخوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم
۲
دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روزخوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم
۳
تا زلف و رخت بردمد از سایه و روشناز شاخهٔ سرو چمن آویخته بودیم
۴
غربال به کف نقرهٔ خواب‌آور مهتابتا عطسهٔ مستان سحر بیخته بودیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth