خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بهاران سری از خاک برون آوردنخنده ای کردن و از باد خزان افسردن
۲
همه این است نصیبی که حیاتش نامیپس دریغ ای گل رعنا غم دنیا خوردن
۳
مشو از باغ شبابت بشکفتن مغرورکز پیش آفت پیری بود و پژمردن
۴
فکر آن باش که تو جانی وتن مرکب توجان دریغست فدا کردن و تن پروردن
صفحهٔ ۱ از ۴