خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای طلعت تو خنده به خورشید و ماه کنزلف تو روز روشن مردم سیاه کن
۲
خال تو آتشی است دل آفتابسوزخط تو سایهای است سیه روی ماه کن
۳
یعقوبها ز هجر تو بیتالحزننشینای صدهزار یوسف مصری به چاه کن
۴
نخل قد بلند تو بنیاد سرو کنریحان باغ سبز خطت گل گیاه کن
صفحهٔ ۱ از ۳