خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۳۰ - مرغ بهشتی
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردیسحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی
۲
هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آیدکه چون شمع عبیرآگین شبی با من سحر کردی
۳
صفا کردی و درویشی بمیرم خاکپایت راکه شاهی محتشم بودی و با درویش سر کردی
۴
چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوسهمای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی
صفحهٔ ۱ از ۳