شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۴۵ - زندانی خاک

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکیچه گویم با تو کز عزت ورای عقل و ادراکی
۲
نه مشکاتم که مصباح جمال عشقم افروزدچه نسبت نور پاکی را به چون من خاک ناپاکی
۳
بدین سیل سرشکم آتش دوزخ چه خواهد کردگرفتم با چو من کم‌آبرویی هم غضبناکی
۴
نه آتش هم به چندین سرکشی خاکستری گرددپس از افتادگی سر وامگیر ای نفس کز خاکی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth