شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در حکمت و موعظت

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مُنَزّه ذات تو «عَمّا یَقولُ الظّالِمون» گفت علمت جمله را «ما لَم تَکونوا تَعْلَمون»
۲
چون مُنَزّه باشد از هر عیب ذات پاک تو جای استغفارشان باشد «وَ هُم یَسْتَغْفِرون»
۳
امر، امر تست یارب با پیمبر در نبی گفته‌ای «أَمْ أَبْرَموا أَمراً فَإِنّا مُبْرِمون»
۴
گوش حسِ باطنم کر باد اگر نشنوده‌امبا ندایت «اِرْجعي؛ کُلٌ إِلَینا یَرْجِعون»
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth