شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در میان کفر و دین بی اتفاق آن و اینگفتگویست از من و تو مرحبا بالقائلین
۲
هر کجا عشق من و حسن تو آید بی‌گماندرنپیوندد خرد با کاف کفر و دال و دین
۳
حسن خوبان بزم شد کی بود بی های و هویعشق مردان رزم باشد کی بود بی هان وهین
۴
هیچ وقت ایمن نبودند از زبان ناکسانعاشقان پرنیاز و دلبران نازنین
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth