خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که شنیدی صفت روم و چینخیز و بیا ملک سنایی ببین
۲
تا همه دل بینی بی حرص و بخلتا همه جان بینی بی کبر و کین
۳
زر نه و کان ملکی زیر دستجو نه و اسب فلکی زیر زین
۴
پای نه و چرخ به زیر قدمدست نه و ملک به زیر نگین
صفحهٔ ۱ از ۱۱