خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۸
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشتبنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت
۲
بس کس که به زردشت نگروید و کنون بازناکام کند روی سوی قبلهٔ زردشت
۳
بس سرد نپایم که مرا آتش هجرانآتشکده کرد این دل و این دیده چو چرخشت
۴
گر دست نهم بر دل از سوختن دلانگشت شود بیشک در دست من انگشت
صفحهٔ ۱ از ۲