خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۴۸
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواجه در غم من ار گفت که چون بیخرداندین به دل کردهای اندر ره دنیا لابد
۲
دیو در گوش هوا و هوسش میگویداز پی کبر و کنی چون متنبی سد جد
۳
من چه دانستم کز تربیت روحالقدسدر گذشتهست ز شادی و گذشته زا شد
۴
کرده یک ذوق به راه احدی چون احمدشکر چون کوه حرا صبری چو کوه احد
صفحهٔ ۱ از ۲