شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۵۹

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغراندر آفاق ندیدم که یکی لمتر کرد
۲
گفتمش پوتی و لوتی کنی امروز مرادست بر سر زد و پس پای سبک در سر کرد
۳
دست در گردنم آورد پس او از سر لطفگوش و آغوش مرا پر گهر و زیور کرد
۴
تا تو آبی خوری آن جان جهان بی‌مکریپشتم از آب تهی و شکم از نان پر کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth