شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۹۵

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر سنایی دم زند آتش درین عالم زنداین جهان بی‌وفا چون ذره‌ای بر هم زند
۲
آدمی شکل‌ست لیکن رسم آدم دور ازواز هوای معرفت او لاف کی ز آدم زند
۳
این جهان چون ذره‌ای در چشم او آید همیاو نبیند ذره‌ای و چشم را بر هم زند
۴
کم زنی داند ز صد گونه نیارد کم زدنمهر گردون بشکند گر زیر و بالا کم زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth