شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۱۱

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مرد سفر در طلب زاد سفر باشبشکن شبهٔ شهوت و غواص درر باش
۲
از سیرت سلمان چه خوری حسرت و راهشبپذیر و تو خود بوذر و سلمان دگر باش
۳
هر چند که طوطی دلت کشتهٔ زهرستآن زهر دهان را تو همه شهد و شکر باش
۴
چون تو به دل زهر شکر داری از خودزهر تن او گردد تو مرد عبر باش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth