خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۲۲
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردمو آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم
۲
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفتکازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم
۳
گردم به باد ساری گردی همی ولیکنباران تو بیامد بنشاند جمله گردم
۴
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود اینبگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم
صفحهٔ ۱ از ۲