خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۳۳
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیمپسری دیدم تابندهتر از در یتیم
۲
زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماهبینظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم
۳
با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتانکندی بر من بیچاره دل خویش رحیم
۴
رفتم و چشمگکی کردم و شد بر سر کارکودکک جلد بد و زیرک و دانا و فهیم
صفحهٔ ۱ از ۵