شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۴۰

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم آن مفلسی که کیسهٔ منندهد شادیی به طراران
۲
سیم در دست من نگیرد جایچون خرد در دماغ می خواران
۳
مستی از صحبتم بپرهیزدهمچو خواب از دو چشم بیماران
۴
من چنین آزمند نومیدماز تو ای قبلهٔ نکوکاران
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth