خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۴۲
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنگری ای پارسا در عاشق مسکین به کینتا ز بد فعلی چه داری بر مسلمانان یقین
۲
من گنه کارم تو طاعت کن چه جویی جرم منزان که من گویم بتر از من نیاید بر زمین
۳
باز خواهد دست شاه و شیر جوید بیشه رابوم را ویرانه سازد همچو سگ را پارگین
۴
آنکه نشنیدست عدل عمر عبدالعزیزلاجرم حجاج را خواند امیرالمومنین
صفحهٔ ۱ از ۶