شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کوهمچو دل جانت بر آن صدر جهان همراه کو
۲
خود گرفتم صد هزاران آه کردی لیک بازچون مریدان جان بر آوردن به پیش آه کو
۳
از پی آن تیز خاطر قد کمان کردی ز غمپس چو تیر اندر کمان در وی دل یکتاه کو
۴
آفتابی بود یوسف بلمعالی ماه اوگر فرو رفت آفتاب ای قوم باری ماه کو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth