خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۶۶
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تیر غم و رنج بسی خورده و بردهواقف شده بر معرفت خرقه و خورده
۲
بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادمدر باطن خود حرف حقیقت بسترده
۳
با هستی خود نرد فنا باخته بسیارصد دست فزون مانده و یک دست نبرده
۴
در آرزوی کوی خرابات همه سالاول قدم از راه خرابی بسپرده
صفحهٔ ۱ از ۲